675648c2785e9a3
حکمت معاصر

تعداد دوره‌ها 16
تعداد شماره‌ها 41
تعداد مقالات 337
تعداد مشاهده مقاله 1,139,584
درصد پذیرش 12
تعداد پایگاه های نمایه شده 33
تعداد داوران 204

 

 

عضویت دوفصلنامۀ حکمت معاصر در نمایۀ «Philosopher’s Index»

کسب رتبه الف برای چهارمین سال متوالی در ارزیابی سال 1403 کمیسیون نشریات

 

 

 

 

 نویسنده گرامی

 

 

«حکمت معاصر» یک نشریه با دسترسی آزاد به مقالات است

 

 

      • محل چاپ: ایران، تهران
      • ناشر: پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات‌فرهنگی
      • حوزۀ تخصصی: فلسفه و حکمت
      • اعتبار مجله: علمی‌پژوهشی (مشاهدۀ جزئیات)
      • زبان مجله: دو زبانه؛ فارسی یا انگلیسی
      • نوبت انتشار: دوفصلنامه (مشاهدۀ جزئیات)
      • نوع انتشار: چاپی و الکترونیکی
      • هزینۀ بررسی و انتشار مقاله: دارد (مشاهدۀ جزئیات)
      • نوع داوری: حداقل 2 داور، دوسویه‌ناشناس (مشاهدۀ جزئیات)
      • زمان داوری: سه تا شش‌ماه
      • دسترسی به مقاله‌ها: رایگان (تمام متن)
      • نمایه‌شده: بلی (مشاهده جزئیات)
      • رتبۀ مجله: الف با امتیاز842
      • وضعیت در ISC: کیفیت Q3 در سال1402
      • ضریب تاثیر:0/128
    • پست‌الکترونیک: hekmatmoaser@gmail.com

 

علمی-پژوهشی فلسفه

مفهوم اعتباری و صدق حقیقی؛ تبیینی نو از شکل‌گیری استقلالی مفاهیم اعتباری در نظام فکری علامه طباطبایی

صفحه 1-35

https://doi.org/10.30465/cw.2025.50836.2090

احسان کرمانشاهانی، هادی سبزی

چکیده «مفاهیم اعتباری» ترکیبی پرکاربرد در حوزه‌های مختلف علوم انسانی و مطالعات اسلامی است. بااین‌وجود، دشواری یافتن مفهومی که ذاتاً اعتباری باشد از یک‌سو و تحلیل علامه طباطبایی از اعتباریات از سوی دیگر، این باور را تقویت کرده است که آنچه ذاتاً اعتباری است، گزاره است، و مفهوم با تسامح اعتباری نامیده می‌شود. این پژوهش، به روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی، مسئله‌ امکانِ طرح استقلالی مفاهیم اعتباری را مورد بررسی قرار داده است. یافته پژوهش، ارائه طرحی نو است که در آن، مفاهیمی که ذاتاً اعتباری باشند، امکان هستی پیدا می‌کنند. در این راستا، دیدگاه‌های مختلف بر اساس تحلیل استعاره در تفکر اسلامی ارزیابی شده‌ است و در نهایت، با توجه به نقص این دیدگاه‌ها، بر اساس طرحی که از برخی عبارات علامه قابل استنباط است، دیدگاهی ارائه کرده‌ایم مبنی بر اعتباری بودن خودِ مفهوم، در عین صدق حقیقی آن. نتیجه پژوهش آن است که اعتباری، صرفاً وصف گزاره‌ها نیست و دسته‌ای از مفاهیم، حقیقتاً اعتباری‌اند. نمونه‌هایی از این مفاهیم ارائه و تأثیر این رویکرد در عرصه‌های معرفتی نشان داده شده است؛ و در پایان، گستره وسیع مفاهیم اعتباری، کارکرد آن‌ها، روح حاکم بر آن‌ها و نیز کیفیت تعریف آن‌ها روشن شده است.

علمی-پژوهشی فلسفه

نقش صاحبان قدرت اجتماعی در بحران جاهلیت در اندیشه ملاصدرا (خوانشی کیفی از رساله سه اصل و کسر اصنام الجاهلیه)

صفحه 37-75

https://doi.org/10.30465/cw.2026.51591.2100

محمد جواد ذریه، زهرا آبیار، شهلا آبیار

چکیده حکمت متعالیه با هدف اصلاح و تکمیل عقل عملی، تنها در بستر اجتماعی محقق می‌شود. ملاصدرا به‌عنوان فیلسوفی اجتماعی، پرداختن به وضعیت تاریخی و اجتماعی زمانه را وظیفه فیلسوف دانسته و در دو رساله «کسر اصنام الجاهلیه» و «رساله سه اصل» به این امر پرداخته است. مسئله اصلی پژوهش: شکل‌گیری گروه‌های قدرت غیرحکومتی است که با ایجاد «جهل مقدس» در جامعه، بحرانی بزرگ آفریده و می‌توانند محرک تحولات سیاسی-اجتماعی در جامعه باشند. روش: این پژوهش با روش تحلیل مضمون به واکاوی ویژگی‌های این گروه‌ها پرداخته است. یافته‌ها؛ نشان می‌دهد که مثلث «تزویر» (خواص غیرحکومتی) در کنار دو ضلع «زر» (نخبگان اقتصادی) و «زور» (خواص حکومتی)، با ایجاد چرخش نخبگانی و جایگزینی این گروه نورسته به جای مرجعیت واقعی (عارفان راستین)، موجب ناتوازنی اجتماعی، رابطه صید و صیادی و بهره‌کشی نسبت به طبقات فرودست شده است. نتایج: ضلع تزویر با ابزارهایی مانند توحید نمایشی، صوفی‌گری ظاهری، عوام‌فریبی، تخریب و فقدان معرفت نفس، تحولات سیاسی-اجتماعی ناشی از دگرگونی ارزش‌ها را سبب می‌شود. بنابراین رسالت فیلسوف اجتماعی، شکستن بت‌های جاهلیت، شناساندن این گروه‌های قدرت به مردم و آگاه‌سازی جامعه نسبت به گردش نخبگان است تا از بروز مصائبی سترگ که حتی می‌تواند تا به شهادت رساندن امام حسین(ع) اثرگذار باشد، جلوگیری کرد.

علمی-پژوهشی فلسفه

براهین انّی و شبه لمّی خداشناسی در قرآن کریم

صفحه 77-106

https://doi.org/10.30465/cw.2026.52253.2112

محمد جواد دکامی

چکیده اثبات اصول اعتقادی در اسلام صرفاً از طریق استدلال‌های متقن عقلی ممکن است و قرآن کریم در دعوت به توحید و معرفی صفات الهی، از استدلال‌های عقلی بهره برده و برهان به عنوان متقن‌ترین شیوه استدلال از حیث ماده و صورت، جایگاه ویژه‌ای در استدلال‌های قرآنی دارد. مسئله: براهین خداشناسی قرآن از چه نوعی هستند و آیا در قرآن برای اثبات و معرفی خدا از براهین لمّی استفاده شده است یا خیر؟ روش: پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با مطالعه در آیات قرآن و تفاسیر معتبر، به بررسی و تحلیل انواع براهین خداشناسی در قرآن پرداخته است. یافته‌ها: بخش عمده براهین خداشناسیِ قرآن از نوع انّی‌ هستند که در آنها از معلول به علت، سیر شده است، اما با توجه به تعریف برهان لمّی و به دلیل فقدان علت برای خدا، در قرآن از یراهین لمّی استفاده نشده است. با این حال، قرآن در تبیین و اثبات صفات ثبوتی و سلبی خدا از نوعی استدلال غیر انّی بهره برده که در این پژوهش «براهین شبه‌لمّی» نامیده شده‌اند. نتیجه بر خلاف تصور برخی محققان، همۀ براهین خداشناسی قران انّی نیستند و از براهین غیر انّی (شبه لمی) برای خداشناسی هم استفاده شده، این براهین غالباً بر پایه تلازم‌ها و لوازم ذاتی سامان یافته‌اند.

علمی-پژوهشی فلسفه

اصالت وجود و تأثیر آن بر فهم واقعیت: پژوهشی میان‌رشته‌ای در فلسفه و علم مدرن

صفحه 107-139

https://doi.org/10.30465/cw.2026.51543.2097

مهدی زائری

چکیده مسئله اصلی این پژوهش، بازاندیشی در چیستی واقعیت از منظر فلسفه و علم مدرن است؛ پرسشی که می‌پرسد آیا واقعیت، بازتابی عینی از جهان بیرون است یا سازه‌ای ذهنی در ادراک انسان. برای پاسخ به این مسئله، پژوهش با رویکردی میان‌رشته‌ای میان حکمت متعالیه ملاصدرا و علوم شناختی و فیزیک مدرن پیش می‌رود. در روش تحقیق، سه گام اصلی دنبال شده است: نخست، تحلیل فلسفی مفاهیم «اصالت وجود» و تمایز آن از «ماهیت» در حکمت صدرایی؛ دوم، مرور نظام‌مند یافته‌های علوم اعصاب (به‌ویژه نظریه پردازش پیش‌بینانه) و فیزیک مدرن (نسبیت، کوانتوم و گرانش کوانتومی)؛ و سوم، تلفیق نظری این دو حوزه برای تبیین پیوند میان وجود اصیل و مدل‌سازی ذهنی. یافته‌ها نشان می‌دهند که ادراک انسان حاصل بازسازی‌های پیش‌بینانه مغز است، نه دریافت مستقیم از جهان، و در عین حال، فیزیک مدرن نشان داده است که زمان، مکان و ماده نیز وابسته به مشاهده‌گرند. بر این اساس، واقعیت نه صرفاً ذهنی است و نه کاملاً عینی، بلکه برآمده از تعامل پویا میان وجود مستقل و بازنمایی‌های ذهنی است. نتیجه پژوهش آن است که نظریه «اصالت وجود» می‌تواند چارچوبی فلسفی فراهم آورد که هم‌زمان با علوم مدرن سازگار باشد و راهی نو برای گفت‌وگو میان فلسفه، علوم شناختی و فیزیک گشاید.

علمی-پژوهشی فلسفه

ماده و جهت نزد فخر رازی و متأخران

صفحه 141-168

https://doi.org/10.30465/cw.2026.52610.2122

اسدالله فلاحی

چکیده در مقالة دیگری نشان داده‌ام که در منطق ارسطویی - سینوی، میان ماده و جهت قضایا تمایز قائل شده‌اند و دست کم دو رویکرد متفاوت به این تمایز در تاریخ منطق سینوی وجود دارد. 1. ابن‌سینا برای نخستین بار ماده را امری غیر لفظی گرفت و آن را به «حالت محمول در نسبت با موضوع» تعریف کرد؛ 2. اما سهروردی ماده را خود قضیه منهای جهت یا منهای جهت و سلب در نظر می‌گرفت. مسئله: اکنون این پرسش مطرح است که منطق‌دانان پساسهروردی چه مواضعی در این زمینه اتخاذ کرده‌اند؟ روش: تحلیلی-تاریخی است. این مقاله به گزارش تحلیلی این دو روی‌کرد مختلف به ماده پس از سهروردی می‌پردازد و این سؤال را پیش می‌افکند که هر کدام از این دو روی‌کرد چه‌ویژگی‌هایی داشتند و چرا این انتقال معنایی رخ داد. در این مقاله، موضوع را از فخر رازی تا ملاصدرا پی گرفته‌ام. یافته‌ها: خونجی و ابهری در سدة هفتم هجری هرچند در آثار نخستین‌شان از رویکرد سهروردی پیروی کردند، در آثار متأخرشان، با توجه به رویکرد ابن‌سینا، ماده را به «کیفیت نسبت محمول به موضوع» تعریف کردند و جهت را دالّ بر ماده یا حاکی از آن دانستند و این تعریف را در منطق سینوی جا انداختند. پس از خونجی و ابهری، تقریباً همة منطق‌دانان مسلمان رویکرد ابن‌سینا و تعریف خونجی و ابهری از ماده و جهت را پذیرفتند و رویکرد سهروردی به‌تمامی فراموش شد تا حدی که امروزه، تقریباً هیچ کس خبر ندارد که تعریف لفظی از ماده نیز زمانی وجود داشته است. نتیجه: در مجموع، نشان خواهم داد که بسیاری از منطق‌دانان مسلمان در آثار مختلفشان گاهی از رویکرد ابن‌سینا پیروی می‌کردند و گاهی از رویکرد سهروردی.

علمی-پژوهشی فلسفه

ارائه سبکی نوین در چینش مباحث حکمت اسلامی طبق الگوی اسفار اربعه و تاثیرات وسیع و عمیق آن به لحاظ پژوهشی و آموزشی

صفحه 169-202

https://doi.org/10.30465/cw.2026.52999.2130

ابراهیم خانی

چکیده مسئله پژوهش: این مقاله درصدد توضیح یا توجیه چینش مطالب کتاب اسفار‌اربعه و تلاش برای تطبیق آن با منطق اسفار‌اربعه نیست؛ بلکه در پژوهشی مستقل پس از شناسایی ملاحظات روشی الگوی اسفار‌اربعه و اثبات کارآمدی آن در حوزه شناخت عقلی پدیده‌ها، تلاش نموده اهمّ مباحث حکمت‌اسلامی را در این الگو به نحوه بدیعی جایابی نماید. روش: دلالت‌پژوهی. یافته‌ها: در این بازطراحی تنها با یک تغییر صوری مواجه نیستیم بلکه در مواضع فراوانی به اقتضای منطق اسفار‌اربعه نوآوری‌های مهمی در طرح مسائل فلسفی پدید می‌آید. توجه ویژه به دوگان «جهت‌حقی و جهت‌خلقی» و پیگیری لوازم متعدد آن در طرح مسائل فلسفی از جمله مسئله اصالت‎وجود، بهره‌بردن از ظرفیت‌های ماجرای هبوط، مسئله شرور و حقیقت عالم ماده و همچنین توجه به هستی‌شناسی اجتماعی و پیگیری لوازم متعدد آن و پیوند شفاف‌تر مباحث حکمت نظری و عملی از جمله این تغییرات محتوایی بود. بعلاوه در این طرح، نظم سفر‌گونه مباحث جذابیت، کارآمدی و سهولت انتقال معارف حکمی را به لحاظ آموزشی فراهم‌تر نموده‌است. نتیجه: الگوی اسفار اربعه طرحی نوین و کارآمد برای طرح مسائل حکمی است که علاوه بر جذابیت و مزیت‌های آموزشی، به لحاظ محتوایی نیز منجر به رشد و فعلیت بسیار بیشتر ظرفیت‌های حکمت اسلامی در تحلیل مسائل هستی‌شناختی می‌شود.

علمی-پژوهشی فلسفه

کیهان‌روان‌انگاری وجودی صدرایی؛ پاسخی به مسئله‌ی دشوار آگاهی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 بهمن 1404

https://doi.org/10.30465/cw.2026.51549.2098

سید علی حسینی، علی حقی، سید مرتضی حسینی شاهرودی

چکیده مسئله: نحوه‌ی پیدایش آگاهی از هویت‌های غیرآگاه (مسئله‌ی دشوار آگاهی) از مباحث مهم فلسفه‌ی ذهن است که ازنظر ما، پاسخ به آن در گرو نگرش انتقادی به رویکردهای جزءگرایانه (که فیزیکالیسم، نوخاسته‌گرایی، میکروروان‌انگاری از ثمرات آن است) و رسیدن به رویکردی کل‌گرایانه است. کیهان‌روان‌انگاری قوامی و کیهان‌روان‌انگاری وجودی دو گزینه‌ی کل‌گرایانه‌ی در فلسفه‌ی ذهن هستند که به‌ترتیب، بر مبانی تشکیکی و وحدت‌وجودی ملاصدرا تطبیق‌پذیرند و دو بستر مجزا برای ارائه‌ی پاسخ کل‌گرایانه‌ی ملاصدرا به مسئله‌ی دشوار فراهم می‌آورند.
روش: برای معرفی نظریه‌های مطلوب، رویکرد توصیفی‌ـ‌تحلیلی به کار رفته و برای مقایسه‌ی آن‌ها، از رهیافت تطبیقی استفاده شده است.
یافته‌ها: ازآنجاکه کیهان‌روان‌انگاری وجودی ایرادهای کمتری دارد و به مبنای نهایی ملاصدرا نیز نزدیک است، آن را برای حل مسئله به روش صدرایی مناسب‌تر تشخیص داده‌ایم؛ مبنایی که طبق آن، باور به وجود واحد در نهایت کمالی که مظهِر همه‌ی مظاهر و کمالاتشان است، اقتضا دارد که مظاهر و استکمالات ظهوری‌شان، با ارجاع به چنین وجودی تبیین شود و پیدایش شعور از مظاهر ظاهراً فاقدشعور (مسئله‌ی دشوار آگاهی) نیز از مسائلی است که از این قاعده مستثنی نیست.
نتیجه: کیهان‌روان‌انگاری وجودیِ صدرایی که حاصل تلفیق و تطبیق کیهان‌روان‌انگاری وجودی و مبنای وحدت‌وجودی صدرایی است، دو خصوصیت فراگیری شعور در مظاهر و امکان استکمال این شعور فراگیر در مظاهر را که دو رکن حل‌کننده‌ی مسئله‌ی دشوارند، به وجود/شعور واحد کیهانی مستند می‌کند و می‌گوید شعور آن وجود واحد، در تمام مظاهرش علی‌السویه متجلی است و تفاوت مظاهر به ظرفیتشان در بروز آن است (فراگیری شعور)؛ و استکمال شعور آن مظاهر نیز عبارت است از گسترش ظرفیت ظهوری‌شان برای تجلی آن شعور حقیقی (تبیین تکامل شعورها).

علمی-پژوهشی فلسفه

مراتب وجودی بدن انسان و نحوه شکل‌گیری آن از نظر ملاصدرا

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.30465/cw.2026.53011.2132

مرتضی حسین زاده، سحر کاوندی

چکیده مسأله: یکی از چالش‌های اساسی در انسان‌شناسی و معادشناسی فلسفی، تبیین نسبت نفس و بدن و چگونگی تحقق معاد جسمانی به‌گونه‌ای عقلانی و منسجم است. در این میان، تفسیر ملاصدرا از مراتب وجودی بدن و نسبت آن با نفس، پرسش‌های مهمی درباره هویت شخصی انسان و عینیت بدن دنیوی و اخروی مطرح می‌کند که نیازمند بازخوانی و تحلیل دقیق است.
روش: این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر متون اصیل ملاصدرا، به‌ویژه آثار بنیادین حکمت متعالیه، مراتب وجودی بدن انسان و مبانی نظری شکل‌گیری آن را بررسی می‌کند و مفاهیم را در چارچوب اصول فلسفی صدرایی تحلیل می‌نماید.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد ملاصدرا با طرح نظریه چهارگانه بدن (عنصری، بخاری، مثالی و اخروی) و بر اساس مبانی‌ای چون اصالت وجود، وحدت تشکیکی وجود و حرکت جوهری، تبیینی تدریجی و وجودشناختی از بدن انسان ارائه می‌دهد. در این چارچوب، بدن عنصری بدن مادی نشأت‌گرفته از نطفه است؛ بدن بخاری مسئول تداوم حیات طبیعی و قوای حیاتی است؛ بدن مثالی حاصل اعمال و ملکات نفسانی و واسطه میان نفس و بدن طبیعی به شمار می‌رود؛ و بدن اخروی همان بدن مثالی در مرتبه‌ای شدیدتر از وجود و متناسب با عالم آخرت است. نسبت نفس و بدن ابتدا مبتنی بر اتحاد وجودی بوده و در مرتبه اخروی به معیت وجودی ارتقا می‌یابد.
نتیجه: نتیجه پژوهش حاکی از آن است که نظریه مراتب وجودی بدن در حکمت متعالیه، با تبیین عینیت بدن دنیوی و اخروی و نقش ملکات و اعمال در شکل‌گیری بدن اخروی، مدلی منسجم برای جمع میان معاد جسمانی و روحانی ارائه می‌دهد و می‌تواند پاسخی عقلانی به چالش‌های معاصر در باب هویت شخصی پس از مرگ و سرنوشت اخروی انسان فراهم آورد.

علمی-پژوهشی فلسفه

«بررسی نسبت و چالشهای بین فلسفه تطبیقی و فلسفه میان‌فرهنگی در ایران معاصر»

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.30465/cw.2026.53438.2141

محمد حسن یعقوبیان قمشه

چکیده از جریانهای مهم فلسفی ایران معاصر، فلسفه تطبیقی و فلسفه میان‌فرهنگی هستند که در عین نقاط اتصال، چالشهایی داشته و بعضا نگرش میان‌فرهنگی مدّعی جایگزینی برای تطبیقی است. مسئله: این پژوهش نسبت‌سنجی این دو گرایش و ارزیابی چالشهای آنهاست. روش: این پژوهش ضمن مقایسه و ایجاد گفتگو میان طرفین، به توصیف اجمالی در پردازش اولیه و ارائه دیدگاههای مطروحه در نسبت بین آنها از جمله شمول، تقابل و ترابط پرداخته تا در پردازش ثانویه و تحلیل، به ارزیابی نهایی دست‌یابد.یافته‌ها: حاکی از آن است که نایکسان‌انگاری دو جریان در دیدگاه تقابل، شامل اشکالاتی نظیر خاستگاه غربی، ابهام ماهیتی و روشی و خودمرکزگرائی از سوی نگرش میان‌فرهنگی به فلسفه تطبیقی و در جانب معکوس، اشکالاتی نظیر اروپامحوری ذیل سنت آلمانی، فلسفه نبودن و نسبی‌گرائی را متوجه فلسفه میان‌فرهنگی نموده است. اما این دیدگاه، نقاط اتصال دو جریان را نادیده گرفته و اشکالات مطرح‌شده نیز بعضا دارای تکافوء ادله و یا تیغ دو لبه هستند. نتیجه: دیدگاههای شمول و ترابط در تبیین پیدایش، تداوم و تعامل دو جریان، رهگشایی بیشتری دارند. نسبت‌سنجی دو جریان با وضع فرهنگی ایران معاصر می‌کوشد تا ضمن خودآگاهی و جایابی آنها در راستای جغرافیای چهارراهی و بینانیت فرهنگی ایران، مسیر توجه به وحدت در عین کثرت را به عنوان سیاست فرهنگی مناسب نشان دهد.

علمی-پژوهشی فلسفه

فرجام نظریۀ «انحفاظ ماهیت» در حکمت متعالیه بر اساس تقریر بالعرض از اعتباریت ماهیت

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 19 خرداد 1405

https://doi.org/10.30465/cw.2026.53565.2150

حسین خرسندی امین، محمد علی وطن دوست، علیرضا کهنسال

چکیده باور به اصالت وجود و اعتباریت ماهیت مباحثی که برپایۀ ماهیت بنا شده را با سؤالات و گاه با تغییراتی همراه کرده است. طرح وجود ذهنی از سوی حکما و تبیین فرایند شناختِ واقعیت برپایۀ اینهمانی ماهوی میان ذهن و عین، از این موارد است. مسأله‌ این پژوهش آن است که باگذار از اصالت ماهیت و باور به اعتباریت آن، چگونه می‌توان به وجود ذهنی و اینهمانی ماهوی ذهن و عین رأی داد حال آنکه ماهیت، خصوصاً بنابر تقریر بالعرض از اعتباریت آن، حظّی از واقع خارجی ندارد؟! برای حلّ این معضل عده‌ای با حفظ نظریۀ اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، نظریۀ تطابق عوالم و گروهی نظریۀ شبح با تقریری نو و برخی باور به اصالت پدیداری معنا را پیش کشیده‌اند. این تحقیق با روش تحلیل داده‌ها در خصوص اصالت وجود و اعتباریت ماهیت و با رویکردی انتقادی به آرای پسا صدرایی، می‌کوشد فرایند شناخت واقعیت را برپایۀ عینیت ماهوی تبیین کند. باور به تحقّق بالعرضِ ماهیت در دو موطن ذهن و عین محور اصلی این نگارش و راه برون شد از معضل مذکور است. نتایج به دست آمده از این پژوهش عبارتند از: 1) اثبات تحقّق بالعرض ماهیت در دو موطن ذهن و عین؛ 2) تبیین اینهمانی ماهوی ذهن و عین در پرتؤ تحقّق بالعرض ماهیت؛ 3) مردود بودن سه دیدگاه مذکور.

علمی-پژوهشی فلسفه

ارزیابی تبیین‌های ملاصدرا در سه دوره فلسفی وی از مساله معیت خداوند با مخلوقات خویش

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 خرداد 1405

https://doi.org/10.30465/cw.2026.54122.2169

محمدرضا بیات، عبدالله حسینی اسکندیان

چکیده تبیین چگونگی ارتباط خداوند با مخلوقات وی از مسائل اساسی در فلسفه و کلام اسلامی به شمار می‌رود که تبیین‌های مختلفی از آن ارائه شده است. ملاصدرا نیز متناسب با سه دوره فلسفی خویش یا به تعبیر دیگر، صدرای متقدم، میانه و متاخر بترتیب، با تکیه بر ۱) اصالت ماهیت ۲) وحدت تشکیکی وجود و در نهایت، ۳) وحدت شخصی وجود، معیت خداوند با مخلوقات وی را مانند دیگر مسائل فلسفی تبیین کرده و به ترتیب از معیت علمی، معیت وجودی و معیت قیومی دفاع کرده است. در این مقاله تلاش شده است تا با روش توصیفی-تحلیلی تبیین‌های ملاصدرا در دوره‌های سه گانه فلسفی وی در تبیین معیت خداوند با مخلوقات وی تبیین شود. ملاصدرای میانه با انتقاد از معیت علمی بر این باور بود که معیت علمی مستلزم مانند بینونت بین خداوند و مخلوقات وی،معیت‌های ماهوی، همسان‌انگاری وجود واجب با ممکنات خواهد بود. لذا با پذیرش نظریه اصالت وجود در ملاصدرای میانه به مدد نظریه وحدت تشکیکی، از معیت وجودی خداوند با مخلوقات خویش و در ملاصدرای متاخر، به مدد وحدت شخصی وجود از معیت قیومی دفاع کرد و نشان داد که خداوند متمایز از مخلوقات خویش نیست زیرا اولاً، وی بسیط و نامحدود است و با سرشت بسیط و نامحدود خود در موجودات حاضر است ثانیاً، وی مقوم همه مخلوقات خویش است ثالثاً، وجود هیچ معلولی جدا از علت‌ آن نیست و خداوند به مثابه علت با افاضه وجود به معلول تنها چهره دیگری از وجود خویش را نشان داده و شأنی از شئون خویش را آشکار می‌کند. اگرچه، ملاصدرای متقدم با ملاصدرای میانه و متاخر ناسازگار است ولی ملاصدرای میانه و متاخر با همدیگر ناسازگار نیستند بلکه در طول همدیگرند.

ارزیابی دیدگاه علامه جعفری دربارة حقوق بشر

دوره 2، شماره 2، دی 1390، صفحه 107-122

سیدیحیی یثربی

چکیده سال‌‌هاست که حقوق بشر به مسئلة حساس انسان معاصر تبدیل شده است. اگرچه در آثار پیشینیان نیز برخی زمینه‌‌ها و شباهت‌‌ها را می‌‌توان یافت، اما حقوق بشر از دستاوردهای روشن‌‌اندیشان دوران جدید است. سال‌‌هاست که مسلمانان می‌‌کوشند تا حقوق بشر اسلامی را در برابر حقوق بشر به ‌رسمیت شناخته‌شدة‌‌ دنیای غرب مطرح کنند. در کشورهای اسلامی کارهایی صورت گرفته است، برای نمونه استاد محمدتقی جعفری مطالبی را در این زمینه در 1370 چاپ کردند. دیگران نیز در این باب کارهایی انجام داده‌اند که آیت‌‌الله جوادی آملی در زمرة این افراد است. من در مقالة‌‌ خود نوشتة‌‌ استاد جعفری را بررسی خواهم کرد. در این مقاله به نکات زیر خواهیم پرداخت: 1. قدردانی از دقت و توجه استاد جعفری به این مسئله؛ 2. بررسی و ارزیابی کار ایشان از نظر تنظیم مواد حقوق بشر اسلامی و مقایسة‌‌ آن‌ها با حقوق بشر غربی؛ 3. ارائة‌‌ پیشنهادهایی در ارتباط با برخورد ما با مسئلة‌‌ حقوق بشر از جهتِ: الف) مبنا قراردادن حقوق بشر و سنجیدن حقانیت ادیان بر اساس توجه به این حقوق؛ ب) توجه به اجرای این حقوق و راه‌کارهای لازم برای اجرای آن‌ها، به‌‌‌جای پرداختن به نکته‌‌گیری‌های حاشیه‌ای و شرط‌‌های تزئینی و تکمیلی آرمانی که تحقق‌بخشیدن به آن‌ها به این سادگی و به این زودی امکان ندارد.

اصالت وجود و اصالت ماهیت؛ مواجهۀ دو مسئلۀ فلسفی یا دو نظام فلسفی؟

دوره 4، شماره 2، شهریور 1392، صفحه 21-36

رضا اکبری

چکیده مسئلة اصالت وجود و اصالت ماهیت در ابتدا ممکن است به صورت دو مسئلة مقابل هم جلوه نمایند ولی درواقع دو نظام با مجموعه‌ای از اصول در تقابل با یک‌دیگر قرار گرفته‌اند که در صف مقدم آن دو، اصالت وجود و اصالت ماهیت قرار دارند. برای مثال، توجه به دلیل مبتنی‌بر حرکت اشتدادی نشان می‌دهد که ملاصدرا نظام مبتنی‌بر اصول اصالت ماهیت، نفی حرکت اشتدادی در ماهیت، و تلقی خاص مشائیان از حرکت در کیف را مورد نقد قرار داده است. از سوی دیگر اصالت وجود به‌تنهایی در مواجهه با حرکت اشتدادی کارایی ندارد و نیازمند قرارگرفتن در نظامی متشکل از نظریات اصالت وجود، وحدت وجود، و اشتداد وجود است. بنابراین ملاصدرا نوع نگاه خود به عالم و تصویر برآمده از آن را در مقابل نوع نگاه طرف‌داران اصالت ماهیت و تصویر برآمده از آن نگاه قرار داده و به صحت تصویر خود حکم کرده است هرچند که در مقام انتقال تصویر ذهنی خود از واقعیت به دیگران، مجبور به تقطیع بخش‌های متفاوت این تصویر از یک‌دیگر و آوردن آن‌ها در یک ترتیب خطی شده است.

برهان امکان و وجوب و نقد‌های کانت و هیوم

دوره 1، شماره 1، شهریور 1389، صفحه 1-18

حمید پارسانیا

چکیده برهان صدیقین به شکلی که ابن‌سینا آن را نخستین‌بار برای برهان امکان و وجوب به کاربرد، از طریق آثار ابن‌رشد و ابن‌میمون در قرون وسطی، به آثار توماس آکویناس راه یافت. مفاهیم مربوط به این برهان چنانکه مورد‌نظر ابن‌سینا بود، در این آثار منتقل نشد و آشفتگی برهان در فلسفه بعد از رنسانس غرب نیز ادامه یافت. در این مقاله برهان امکان و وجوب از قرن هفدهم به بعد در تاریخ فلسفه غرب دنبال شده است. مدّعای مقاله این است که لایبنیتس و ولف، برهان را بر مدار امکان احتمالی و نه امکان ماهوی اقامه کرده‌اند و اشکالاتی که از ناحیه‌ی هیوم و کانت و دیگران بر این برهان به تقریر آکوئیناسی آن اقامه شده، خالی از قوّت نیست. در بخش پایان، قوّت و قدرت تقریر سینوی برهان در ردّ اشکالاتی که از قرن هفدهم به بعد نسبت به برهان وارد آمده، اثبات شده است.

بررسی تطبیقی چیستی مفهوم خدا از دیدگاه ابن‏‌سینا و ملاصدرا

دوره 1، شماره 2، اسفند 1389، صفحه 29-39

قاسم اخوان نبوی

چکیده این مقاله بنا دارد که دیدگاه‎های ملاصدرا و ابن‌‏سینا را در مقام تحلیل مفهوم واجب‏‌الوجود بررسی و تطبیق نماید. از نظر ابن‏‌سینا «واجب‌‏الوجود» ذاتى است که صرف‏‌الوجود باشد، اما ملاصدرا معتقد است براى وجوبِ وجود شرط است که موجود، علاوه بر حقیقى بودن، حیثیّت تقییدیّه، و واسطه در عروض نداشتن، بى‏‌نیاز از «حیثیّت تعلیلیّه» نیز باشد. با توجه به قابلیت انفکاک‏ این دو حیثیت، واجب‏‌الوجود موجودى است که هم «بذاته» و هم «لذاته» است و لذا ملاصدرا در تعریف او این دو قید را لحاظ می‌کند. بر این مبنا استدلال این دو فیلسوف برای اثبات واجب‏‌الوجود نیز تفاوت خواهد کرد.

لاادری‌بودن عرفا در مقام ذات

دوره 4، شماره 4، اسفند 1392، صفحه 21-51

منوچهر خادمی

چکیده تقریر متداول و مرسوم از سخنان عرفا در خصوص مقام ذات حق تعالی، لابشرط مقسمی بودن آن است. اما در این مقاله با الهام از تقسیم‌بندی عمیق و جدیدی که مرحوم غروی اصفهانی از صرف حقیقت، ماهیت، و هویت ارائه داده است اعتبار دیگری که در آن نه لحاظ با غیر، که مفاد لابشرط مقسمی است درنظر گرفته می‌شود و نه عدم لحاظ با غیر را اثبات کرده و این اعتبار را مناسب‌ترین لحاظ برای ذات غیبی حق دانسته و به دنبال آن، اعتبار لابشرط مقسمی را مربوط به ذات حق در مقام ظهور و بروز در مجالی اسمائی و اعیانی و تجلی و تنزل و تعین در مواطن و مطالع کونی و خلقی می‌دانیم. این در حالی است که اعتبار مورد نظر ما، مربوط به لحاظ غیب الغیوب و ابطن کل الباطن و غیب مغیب و عنقای مغرب و کنز مخفی دانستن ذات حق است که بر طبق آن با فرایند ظهور و تجلی، تباین ذاتی داشته و هیچ‌گونه حضور و نزولی در محاضر ربوبی و حضرات وجودی نداشته، بلکه همچنان با وجود تعینات تفصیلی و تجلیات نامتناهی، در کمون صرف و بطون محض، مستقر و مستغرق بوده و جامع و شامل و هاضم ظهور اسم الظاهر مقید و بطون اسم الباطن مقید که از اسمای الهی هستند است. در ادامه شواهدی از عبارات عرفا در کتب عرفانی که به طرز بسیار لطیفی به اعتبار مورد نظر ما، اشاره‌ای داشته‌اند را ذکر کرده، در بخش نهایی، که مهم‌ترین بخش مقاله است، به لوازم دیدگاه مختار پرداخته شده و در پی آن، تمامی لوازم اعتبار لابشرط مقسمی ذات حق را ابطال و انکار کرده و مقابل آن‌ها را در مورد اعتبار مزبور، اثبات کردیم؛ لوازمی چون تحقق اجتماع و ارتفاع نقیضین در مرتبة غیب ذات، انکار تحقق اسما و صفات چه با حیثیت تقییدی اجمالی اندماجی و چه با حیثیت تقییدی تفصیلی شأنی، تباین ذاتی داشتن با ظهور و تجلی در مرائی و مجالی، غیب مغیب و عنقای مغرب و کنز مخفی‌ماندن ذات، سلب اسناد وجود اطلاقی و عدم اطلاقی، مجهول مطلق ازل و ابد بودن ذات حق و مقام مسکوت عنها.

روح بخاری در فلسفۀ اسلامی و در حکمت معاصر

دوره 5، شماره 3، آذر 1393، صفحه 81-99

محمد میری

چکیده بخار برآمده از قسمت‌های لطیف اخلاط موجود در بدن را روح بخاری می‌گویند. روح بخاری، لطیف‌ترین جزء بدن جسمانی به‌شمار می‌آید و نقش واسطه‌گری میان نفس مجرد و بدن مادی را به عهده دارد. ابن‌سینا در تبیین روح بخاری و مباحث مربوط به آن، توضیحات مبسوطی دارد که پس از وی این توضیحات در کلمات شیخ اشراق و ملاصدرا نیز قابل پی‌گیری است. روح بخاری از آن جهت که به سلامت و یا مرض بدن انسانی مربوط می‌شود مورد توجه اطبای متقدم بوده و در طب قدیم از آن سخن به میان آمده است و در عین حال، از آن جهت که بر فرض قبول وجود آن،‌ می‌تواند نقش واسطه‌گری میان نفس و بدن را به عهده گیرد، مورد توجه فیلسوف قرار گرفته و در علم النفس، از آن بحث شده است. ابطال روح بخاری در پزشکی مدرن، خللی به علم النفس فلسفی وارد نمی‌سازد چون فیلسوف، روح بخاری را به عنوان اصل موضوعی از طب قدیم اخذ کرده است

استاد مطهری و نقد ایدئالیسم

دوره 2، شماره 1، شهریور 1390، صفحه 43-59

عبدالرزاق حسامی‌فر

چکیده از قرن هفدهم در فلسفة غرب تحولی بنیادی در پژوهش فلسفی روی داد و بحث دربارة نحوة شکل‌گیری شناخت و میزان اعتبار آن محور مسائل فلسفی شد. این تحول در قلمرو فلسفة اسلامی به‌علت نبود ارتباط میان دو عالم فلسفة اسلامی و غرب با سه قرن تأخیر بازتاب یافت. استاد مطهری به‌عنوان استاد مبرز فلسفة اسلامی کوشید تا ابتدا با آرای فیلسوفان جدید و معاصر آشنا شود، سپس به نقد و بررسی آن‌ها بپردازد. یکی از مسائل مورد توجه استاد مسئلة شناخت بود که در آن دو دیدگاه اصلی در برابر هم قرار دارند: یکی رئالیسم که وجود مابازای ادراکات حسی را در خارج می‌پذیرد و شناخت حسی را کاشف از خارج می‌داند؛ و دیگری ایده‌آلیسم ذهنی که منکر این امر است. علامه طباطبایی و استاد مطهری در اصول فلسفه و روش رئالیسم با دفاع از مبانی رئالیستی فلسفة اسلامی به نقد ایدئالیسم ذهنی یا اصالت تصور ازیک‌سو و نقد مبانی ماتریالیسم دیالکتیک ازسوی‌دیگر می‌پردازند. دیدگاه استاد مطهری در این کتاب، که در دهة سی نوشته شده است، با آنچه در درس‌های شرح مبسوط منظومه در دهۀ پنجاه القا کرده‌اند قدری تفاوت دارد. ایشان در کتاب نخست ایدئالیسم به‌معنای اصالت تصور را از حیث انکار واقعیت هم‌تراز سفسطه می‌گیرد و فیلسوفان ایدئالیستی چون بارکلی و شوپنهاور را به لحاظ انکار جهان خارج از ظرف ذهن، در کنار سوفسطائیانی چون پروتاگوراس و گرگیاس نام می‌برد، درحالی‌که در کتاب دوم تحلیل عمیق‌تری از مسئلة شناخت و اثبات جهان خارج به‌دست می‌دهد. در این مقاله می‌کوشیم با ارائة تحلیلی جامع از دیدگاه استاد مطهری در باب شناخت و نقد ایشان بر ایدئالیسم، به نقد و بررسی آرای ایشان بپردازیم.

بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان