675648c2785e9a3
حکمت معاصر

تعداد دوره‌ها 16
تعداد شماره‌ها 41
تعداد مقالات 329
تعداد مشاهده مقاله 1,128,384
درصد پذیرش 12
تعداد پایگاه های نمایه شده 33
تعداد داوران 192

 

 

عضویت دوفصلنامۀ حکمت معاصر در نمایۀ «Philosopher’s Index»

کسب رتبه الف برای چهارمین سال متوالی در ارزیابی سال 1403 کمیسیون نشریات

 

 

 

 

 نویسنده گرامی

 

 

«حکمت معاصر» یک نشریه با دسترسی آزاد به مقالات است

 

 

      • محل چاپ: ایران، تهران
      • ناشر: پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات‌فرهنگی
      • حوزۀ تخصصی: فلسفه و حکمت
      • اعتبار مجله: علمی‌پژوهشی (مشاهدۀ جزئیات)
      • زبان مجله: دو زبانه؛ فارسی یا انگلیسی
      • نوبت انتشار: دوفصلنامه (مشاهدۀ جزئیات)
      • نوع انتشار: چاپی و الکترونیکی
      • هزینۀ بررسی و انتشار مقاله: دارد (مشاهدۀ جزئیات)
      • نوع داوری: حداقل 2 داور، دوسویه‌ناشناس (مشاهدۀ جزئیات)
      • زمان داوری: سه تا شش‌ماه
      • دسترسی به مقاله‌ها: رایگان (تمام متن)
      • نمایه‌شده: بلی (مشاهده جزئیات)
      • رتبۀ مجله: الف با امتیاز842
      • وضعیت در ISC: کیفیت Q3 در سال1402
      • ضریب تاثیر:0/128
    • پست‌الکترونیک: hekmatmoaser@gmail.com

 

علمی-پژوهشی فلسفه

مفهوم اعتباری و صدق حقیقی؛ تبیینی نو از شکل‌گیری استقلالی مفاهیم اعتباری در نظام فکری علامه طباطبایی

صفحه 31-65

https://doi.org/10.30465/cw.2025.50836.2090

احسان کرمانشاهانی؛ هادی سبزی

چکیده «مفاهیم اعتباری» ترکیبی پرکاربرد در حوزه‌های مختلف علوم انسانی و مطالعات اسلامی است. بااین‌وجود، دشواری یافتن مفهومی که ذاتاً اعتباری باشد از یک‌سو و تحلیل علامه طباطبایی از اعتباریات از سوی دیگر، این باور را تقویت کرده است که آنچه ذاتاً اعتباری است، گزاره است، و مفهوم با تسامح اعتباری نامیده می‌شود. این پژوهش، به روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی، مسئله‌ امکانِ طرح استقلالی مفاهیم اعتباری را مورد بررسی قرار داده است. یافته پژوهش، ارائه طرحی نو است که در آن، مفاهیمی که ذاتاً اعتباری باشند، امکان هستی پیدا می‌کنند. در این راستا، دیدگاه‌های مختلف بر اساس تحلیل استعاره در تفکر اسلامی ارزیابی شده‌ است و در نهایت، با توجه به نقص این دیدگاه‌ها، بر اساس طرحی که از برخی عبارات علامه قابل استنباط است، دیدگاهی ارائه کرده‌ایم مبنی بر اعتباری بودن خودِ مفهوم، در عین صدق حقیقی آن. نتیجه پژوهش آن است که اعتباری، صرفاً وصف گزاره‌ها نیست و دسته‌ای از مفاهیم، حقیقتاً اعتباری‌اند. نمونه‌هایی از این مفاهیم ارائه و تأثیر این رویکرد در عرصه‌های معرفتی نشان داده شده است؛ و در پایان، گستره وسیع مفاهیم اعتباری، کارکرد آن‌ها، روح حاکم بر آن‌ها و نیز کیفیت تعریف آن‌ها روشن شده است.

علمی-پژوهشی فلسفه

براهین انّی و شبه لمّی خداشناسی در قرآن کریم

صفحه 107-136

https://doi.org/10.30465/cw.2026.52253.2112

محمد جواد دکامی

چکیده اثبات اصول اعتقادی در اسلام صرفاً از طریق استدلال‌های متقن عقلی ممکن است و قرآن کریم در دعوت به توحید و معرفی صفات الهی، از استدلال‌های عقلی بهره برده و برهان به عنوان متقن‌ترین شیوه استدلال از حیث ماده و صورت، جایگاه ویژه‌ای در استدلال‌های قرآنی دارد. مسئله: براهین خداشناسی قرآن از چه نوعی هستند و آیا در قرآن برای اثبات و معرفی خدا از براهین لمّی استفاده شده است یا خیر؟ روش: پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با مطالعه در آیات قرآن و تفاسیر معتبر، به بررسی و تحلیل انواع براهین خداشناسی در قرآن پرداخته است. یافته‌ها: بخش عمده براهین خداشناسیِ قرآن از نوع انّی‌ هستند که در آنها از معلول به علت، سیر شده است، اما با توجه به تعریف برهان لمّی و به دلیل فقدان علت برای خدا، در قرآن از یراهین لمّی استفاده نشده است. با این حال، قرآن در تبیین و اثبات صفات ثبوتی و سلبی خدا از نوعی استدلال غیر انّی بهره برده که در این پژوهش «براهین شبه‌لمّی» نامیده شده‌اند. نتیجه بر خلاف تصور برخی محققان، همۀ براهین خداشناسی قران انّی نیستند و از براهین غیر انّی (شبه لمی) برای خداشناسی هم استفاده شده، این براهین غالباً بر پایه تلازم‌ها و لوازم ذاتی سامان یافته‌اند.

علمی-پژوهشی فلسفه

نقش صاحبان قدرت اجتماعی در بحران جاهلیت در اندیشه ملاصدرا (خوانشی کیفی از رساله سه اصل و کسر اصنام الجاهلیه)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 دی 1404

https://doi.org/10.30465/cw.2026.51591.2100

محمد جواد ذریه؛ زهرا آبیار؛ شهلا آبیار

چکیده حکمت متعالیه با هدف اصلاح و تکمیل عقل عملی، تنها در بستر اجتماعی محقق می‌شود. ملاصدرا به‌عنوان فیلسوفی اجتماعی، پرداختن به وضعیت تاریخی و اجتماعی زمانه را وظیفه فیلسوف دانسته و در دو رساله «کسر اصنام الجاهلیه» و «رساله سه اصل» به این امر پرداخته است. مسئله اصلی پژوهش: شکل‌گیری گروه‌های قدرت غیرحکومتی است که با ایجاد «جهل مقدس» در جامعه، بحرانی بزرگ آفریده و می‌توانند محرک تحولات سیاسی-اجتماعی در جامعه باشند. روش: این پژوهش با روش تحلیل مضمون به واکاوی ویژگی‌های این گروه‌ها پرداخته است. یافته‌ها؛ نشان می‌دهد که مثلث «تزویر» (خواص غیرحکومتی) در کنار دو ضلع «زر» (نخبگان اقتصادی) و «زور» (خواص حکومتی)، با ایجاد چرخش نخبگانی و جایگزینی این گروه نورسته به جای مرجعیت واقعی (عارفان راستین)، موجب ناتوازنی اجتماعی، رابطه صید و صیادی و بهره‌کشی نسبت به طبقات فرودست شده است. نتایج: ضلع تزویر با ابزارهایی مانند توحید نمایشی، صوفی‌گری ظاهری، عوام‌فریبی، تخریب و فقدان معرفت نفس، تحولات سیاسی-اجتماعی ناشی از دگرگونی ارزش‌ها را سبب می‌شود. بنابراین رسالت فیلسوف اجتماعی، شکستن بت‌های جاهلیت، شناساندن این گروه‌های قدرت به مردم و آگاه‌سازی جامعه نسبت به گردش نخبگان است تا از بروز مصائبی سترگ که حتی می‌تواند تا به شهادت رساندن امام حسین(ع) اثرگذار باشد، جلوگیری کرد.

علمی-پژوهشی فلسفه

ماده و جهت نزد فخر رازی و متأخران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 دی 1404

https://doi.org/10.30465/cw.2026.52610.2122

اسدالله فلاحی

چکیده در مقالة دیگری نشان داده‌ام که در منطق ارسطویی - سینوی، میان ماده و جهت قضایا تمایز قائل شده‌اند و دست کم دو رویکرد متفاوت به این تمایز در تاریخ منطق سینوی وجود دارد. 1. ابن‌سینا برای نخستین بار ماده را امری غیر لفظی گرفت و آن را به «حالت محمول در نسبت با موضوع» تعریف کرد؛ 2. اما سهروردی ماده را خود قضیه منهای جهت یا منهای جهت و سلب در نظر می‌گرفت. مسئله: اکنون این پرسش مطرح است که منطق‌دانان پساسهروردی چه مواضعی در این زمینه اتخاذ کرده‌اند؟ روش: تحلیلی-تاریخی است. این مقاله به گزارش تحلیلی این دو روی‌کرد مختلف به ماده پس از سهروردی می‌پردازد و این سؤال را پیش می‌افکند که هر کدام از این دو روی‌کرد چه‌ویژگی‌هایی داشتند و چرا این انتقال معنایی رخ داد. در این مقاله، موضوع را از فخر رازی تا ملاصدرا پی گرفته‌ام. یافته‌ها: خونجی و ابهری در سدة هفتم هجری هرچند در آثار نخستین‌شان از رویکرد سهروردی پیروی کردند، در آثار متأخرشان، با توجه به رویکرد ابن‌سینا، ماده را به «کیفیت نسبت محمول به موضوع» تعریف کردند و جهت را دالّ بر ماده یا حاکی از آن دانستند و این تعریف را در منطق سینوی جا انداختند. پس از خونجی و ابهری، تقریباً همة منطق‌دانان مسلمان رویکرد ابن‌سینا و تعریف خونجی و ابهری از ماده و جهت را پذیرفتند و رویکرد سهروردی به‌تمامی فراموش شد تا حدی که امروزه، تقریباً هیچ کس خبر ندارد که تعریف لفظی از ماده نیز زمانی وجود داشته است. نتیجه: در مجموع، نشان خواهم داد که بسیاری از منطق‌دانان مسلمان در آثار مختلفشان گاهی از رویکرد ابن‌سینا پیروی می‌کردند و گاهی از رویکرد سهروردی.

علمی-پژوهشی فلسفه

کیهان‌روان‌انگاری وجودی صدرایی؛ پاسخی به مسئله‌ی دشوار آگاهی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 بهمن 1404

https://doi.org/10.30465/cw.2026.51549.2098

سید علی حسینی؛ علی حقی؛ سید مرتضی حسینی شاهرودی

چکیده مسئله: نحوه‌ی پیدایش آگاهی از هویت‌های غیرآگاه (مسئله‌ی دشوار آگاهی) از مباحث مهم فلسفه‌ی ذهن است که ازنظر ما، پاسخ به آن در گرو نگرش انتقادی به رویکردهای جزءگرایانه (که فیزیکالیسم، نوخاسته‌گرایی، میکروروان‌انگاری از ثمرات آن است) و رسیدن به رویکردی کل‌گرایانه است. کیهان‌روان‌انگاری قوامی و کیهان‌روان‌انگاری وجودی دو گزینه‌ی کل‌گرایانه‌ی در فلسفه‌ی ذهن هستند که به‌ترتیب، بر مبانی تشکیکی و وحدت‌وجودی ملاصدرا تطبیق‌پذیرند و دو بستر مجزا برای ارائه‌ی پاسخ کل‌گرایانه‌ی ملاصدرا به مسئله‌ی دشوار فراهم می‌آورند.
روش: برای معرفی نظریه‌های مطلوب، رویکرد توصیفی‌ـ‌تحلیلی به کار رفته و برای مقایسه‌ی آن‌ها، از رهیافت تطبیقی استفاده شده است.
یافته‌ها: ازآنجاکه کیهان‌روان‌انگاری وجودی ایرادهای کمتری دارد و به مبنای نهایی ملاصدرا نیز نزدیک است، آن را برای حل مسئله به روش صدرایی مناسب‌تر تشخیص داده‌ایم؛ مبنایی که طبق آن، باور به وجود واحد در نهایت کمالی که مظهِر همه‌ی مظاهر و کمالاتشان است، اقتضا دارد که مظاهر و استکمالات ظهوری‌شان، با ارجاع به چنین وجودی تبیین شود و پیدایش شعور از مظاهر ظاهراً فاقدشعور (مسئله‌ی دشوار آگاهی) نیز از مسائلی است که از این قاعده مستثنی نیست.
نتیجه: کیهان‌روان‌انگاری وجودیِ صدرایی که حاصل تلفیق و تطبیق کیهان‌روان‌انگاری وجودی و مبنای وحدت‌وجودی صدرایی است، دو خصوصیت فراگیری شعور در مظاهر و امکان استکمال این شعور فراگیر در مظاهر را که دو رکن حل‌کننده‌ی مسئله‌ی دشوارند، به وجود/شعور واحد کیهانی مستند می‌کند و می‌گوید شعور آن وجود واحد، در تمام مظاهرش علی‌السویه متجلی است و تفاوت مظاهر به ظرفیتشان در بروز آن است (فراگیری شعور)؛ و استکمال شعور آن مظاهر نیز عبارت است از گسترش ظرفیت ظهوری‌شان برای تجلی آن شعور حقیقی (تبیین تکامل شعورها).

ارزیابی دیدگاه علامه جعفری دربارة حقوق بشر

دوره 2، شماره 2، دی 1390، صفحه 107-122

سیدیحیی یثربی

چکیده سال‌‌هاست که حقوق بشر به مسئلة حساس انسان معاصر تبدیل شده است. اگرچه در آثار پیشینیان نیز برخی زمینه‌‌ها و شباهت‌‌ها را می‌‌توان یافت، اما حقوق بشر از دستاوردهای روشن‌‌اندیشان دوران جدید است. سال‌‌هاست که مسلمانان می‌‌کوشند تا حقوق بشر اسلامی را در برابر حقوق بشر به ‌رسمیت شناخته‌شدة‌‌ دنیای غرب مطرح کنند. در کشورهای اسلامی کارهایی صورت گرفته است، برای نمونه استاد محمدتقی جعفری مطالبی را در این زمینه در 1370 چاپ کردند. دیگران نیز در این باب کارهایی انجام داده‌اند که آیت‌‌الله جوادی آملی در زمرة این افراد است. من در مقالة‌‌ خود نوشتة‌‌ استاد جعفری را بررسی خواهم کرد. در این مقاله به نکات زیر خواهیم پرداخت: 1. قدردانی از دقت و توجه استاد جعفری به این مسئله؛ 2. بررسی و ارزیابی کار ایشان از نظر تنظیم مواد حقوق بشر اسلامی و مقایسة‌‌ آن‌ها با حقوق بشر غربی؛ 3. ارائة‌‌ پیشنهادهایی در ارتباط با برخورد ما با مسئلة‌‌ حقوق بشر از جهتِ: الف) مبنا قراردادن حقوق بشر و سنجیدن حقانیت ادیان بر اساس توجه به این حقوق؛ ب) توجه به اجرای این حقوق و راه‌کارهای لازم برای اجرای آن‌ها، به‌‌‌جای پرداختن به نکته‌‌گیری‌های حاشیه‌ای و شرط‌‌های تزئینی و تکمیلی آرمانی که تحقق‌بخشیدن به آن‌ها به این سادگی و به این زودی امکان ندارد.

اصالت وجود و اصالت ماهیت؛ مواجهۀ دو مسئلۀ فلسفی یا دو نظام فلسفی؟

دوره 4، شماره 2، شهریور 1392، صفحه 21-36

رضا اکبری

چکیده مسئلة اصالت وجود و اصالت ماهیت در ابتدا ممکن است به صورت دو مسئلة مقابل هم جلوه نمایند ولی درواقع دو نظام با مجموعه‌ای از اصول در تقابل با یک‌دیگر قرار گرفته‌اند که در صف مقدم آن دو، اصالت وجود و اصالت ماهیت قرار دارند. برای مثال، توجه به دلیل مبتنی‌بر حرکت اشتدادی نشان می‌دهد که ملاصدرا نظام مبتنی‌بر اصول اصالت ماهیت، نفی حرکت اشتدادی در ماهیت، و تلقی خاص مشائیان از حرکت در کیف را مورد نقد قرار داده است. از سوی دیگر اصالت وجود به‌تنهایی در مواجهه با حرکت اشتدادی کارایی ندارد و نیازمند قرارگرفتن در نظامی متشکل از نظریات اصالت وجود، وحدت وجود، و اشتداد وجود است. بنابراین ملاصدرا نوع نگاه خود به عالم و تصویر برآمده از آن را در مقابل نوع نگاه طرف‌داران اصالت ماهیت و تصویر برآمده از آن نگاه قرار داده و به صحت تصویر خود حکم کرده است هرچند که در مقام انتقال تصویر ذهنی خود از واقعیت به دیگران، مجبور به تقطیع بخش‌های متفاوت این تصویر از یک‌دیگر و آوردن آن‌ها در یک ترتیب خطی شده است.

برهان امکان و وجوب و نقد‌های کانت و هیوم

دوره 1، شماره 1، شهریور 1389، صفحه 1-18

حمید پارسانیا

چکیده برهان صدیقین به شکلی که ابن‌سینا آن را نخستین‌بار برای برهان امکان و وجوب به کاربرد، از طریق آثار ابن‌رشد و ابن‌میمون در قرون وسطی، به آثار توماس آکویناس راه یافت. مفاهیم مربوط به این برهان چنانکه مورد‌نظر ابن‌سینا بود، در این آثار منتقل نشد و آشفتگی برهان در فلسفه بعد از رنسانس غرب نیز ادامه یافت. در این مقاله برهان امکان و وجوب از قرن هفدهم به بعد در تاریخ فلسفه غرب دنبال شده است. مدّعای مقاله این است که لایبنیتس و ولف، برهان را بر مدار امکان احتمالی و نه امکان ماهوی اقامه کرده‌اند و اشکالاتی که از ناحیه‌ی هیوم و کانت و دیگران بر این برهان به تقریر آکوئیناسی آن اقامه شده، خالی از قوّت نیست. در بخش پایان، قوّت و قدرت تقریر سینوی برهان در ردّ اشکالاتی که از قرن هفدهم به بعد نسبت به برهان وارد آمده، اثبات شده است.

بررسی تطبیقی چیستی مفهوم خدا از دیدگاه ابن‏‌سینا و ملاصدرا

دوره 1، شماره 2، اسفند 1389، صفحه 29-39

قاسم اخوان نبوی

چکیده این مقاله بنا دارد که دیدگاه‎های ملاصدرا و ابن‌‏سینا را در مقام تحلیل مفهوم واجب‏‌الوجود بررسی و تطبیق نماید. از نظر ابن‏‌سینا «واجب‌‏الوجود» ذاتى است که صرف‏‌الوجود باشد، اما ملاصدرا معتقد است براى وجوبِ وجود شرط است که موجود، علاوه بر حقیقى بودن، حیثیّت تقییدیّه، و واسطه در عروض نداشتن، بى‏‌نیاز از «حیثیّت تعلیلیّه» نیز باشد. با توجه به قابلیت انفکاک‏ این دو حیثیت، واجب‏‌الوجود موجودى است که هم «بذاته» و هم «لذاته» است و لذا ملاصدرا در تعریف او این دو قید را لحاظ می‌کند. بر این مبنا استدلال این دو فیلسوف برای اثبات واجب‏‌الوجود نیز تفاوت خواهد کرد.

لاادری‌بودن عرفا در مقام ذات

دوره 4، شماره 4، اسفند 1392، صفحه 21-51

منوچهر خادمی

چکیده تقریر متداول و مرسوم از سخنان عرفا در خصوص مقام ذات حق تعالی، لابشرط مقسمی بودن آن است. اما در این مقاله با الهام از تقسیم‌بندی عمیق و جدیدی که مرحوم غروی اصفهانی از صرف حقیقت، ماهیت، و هویت ارائه داده است اعتبار دیگری که در آن نه لحاظ با غیر، که مفاد لابشرط مقسمی است درنظر گرفته می‌شود و نه عدم لحاظ با غیر را اثبات کرده و این اعتبار را مناسب‌ترین لحاظ برای ذات غیبی حق دانسته و به دنبال آن، اعتبار لابشرط مقسمی را مربوط به ذات حق در مقام ظهور و بروز در مجالی اسمائی و اعیانی و تجلی و تنزل و تعین در مواطن و مطالع کونی و خلقی می‌دانیم. این در حالی است که اعتبار مورد نظر ما، مربوط به لحاظ غیب الغیوب و ابطن کل الباطن و غیب مغیب و عنقای مغرب و کنز مخفی دانستن ذات حق است که بر طبق آن با فرایند ظهور و تجلی، تباین ذاتی داشته و هیچ‌گونه حضور و نزولی در محاضر ربوبی و حضرات وجودی نداشته، بلکه همچنان با وجود تعینات تفصیلی و تجلیات نامتناهی، در کمون صرف و بطون محض، مستقر و مستغرق بوده و جامع و شامل و هاضم ظهور اسم الظاهر مقید و بطون اسم الباطن مقید که از اسمای الهی هستند است. در ادامه شواهدی از عبارات عرفا در کتب عرفانی که به طرز بسیار لطیفی به اعتبار مورد نظر ما، اشاره‌ای داشته‌اند را ذکر کرده، در بخش نهایی، که مهم‌ترین بخش مقاله است، به لوازم دیدگاه مختار پرداخته شده و در پی آن، تمامی لوازم اعتبار لابشرط مقسمی ذات حق را ابطال و انکار کرده و مقابل آن‌ها را در مورد اعتبار مزبور، اثبات کردیم؛ لوازمی چون تحقق اجتماع و ارتفاع نقیضین در مرتبة غیب ذات، انکار تحقق اسما و صفات چه با حیثیت تقییدی اجمالی اندماجی و چه با حیثیت تقییدی تفصیلی شأنی، تباین ذاتی داشتن با ظهور و تجلی در مرائی و مجالی، غیب مغیب و عنقای مغرب و کنز مخفی‌ماندن ذات، سلب اسناد وجود اطلاقی و عدم اطلاقی، مجهول مطلق ازل و ابد بودن ذات حق و مقام مسکوت عنها.

بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان