مفهوم اعتباری و صدق حقیقی؛ تبیینی نو از شکلگیری استقلالی مفاهیم اعتباری در نظام فکری علامه طباطبایی
صفحه 31-65
https://doi.org/10.30465/cw.2025.50836.2090
احسان کرمانشاهانی؛ هادی سبزی
چکیده «مفاهیم اعتباری» ترکیبی پرکاربرد در حوزههای مختلف علوم انسانی و مطالعات اسلامی است. بااینوجود، دشواری یافتن مفهومی که ذاتاً اعتباری باشد از یکسو و تحلیل علامه طباطبایی از اعتباریات از سوی دیگر، این باور را تقویت کرده است که آنچه ذاتاً اعتباری است، گزاره است، و مفهوم با تسامح اعتباری نامیده میشود. این پژوهش، به روش توصیفیـتحلیلی، مسئله امکانِ طرح استقلالی مفاهیم اعتباری را مورد بررسی قرار داده است. یافته پژوهش، ارائه طرحی نو است که در آن، مفاهیمی که ذاتاً اعتباری باشند، امکان هستی پیدا میکنند. در این راستا، دیدگاههای مختلف بر اساس تحلیل استعاره در تفکر اسلامی ارزیابی شده است و در نهایت، با توجه به نقص این دیدگاهها، بر اساس طرحی که از برخی عبارات علامه قابل استنباط است، دیدگاهی ارائه کردهایم مبنی بر اعتباری بودن خودِ مفهوم، در عین صدق حقیقی آن. نتیجه پژوهش آن است که اعتباری، صرفاً وصف گزارهها نیست و دستهای از مفاهیم، حقیقتاً اعتباریاند. نمونههایی از این مفاهیم ارائه و تأثیر این رویکرد در عرصههای معرفتی نشان داده شده است؛ و در پایان، گستره وسیع مفاهیم اعتباری، کارکرد آنها، روح حاکم بر آنها و نیز کیفیت تعریف آنها روشن شده است.
براهین انّی و شبه لمّی خداشناسی در قرآن کریم
صفحه 107-136
https://doi.org/10.30465/cw.2026.52253.2112
محمد جواد دکامی
چکیده اثبات اصول اعتقادی در اسلام صرفاً از طریق استدلالهای متقن عقلی ممکن است و قرآن کریم در دعوت به توحید و معرفی صفات الهی، از استدلالهای عقلی بهره برده و برهان به عنوان متقنترین شیوه استدلال از حیث ماده و صورت، جایگاه ویژهای در استدلالهای قرآنی دارد. مسئله: براهین خداشناسی قرآن از چه نوعی هستند و آیا در قرآن برای اثبات و معرفی خدا از براهین لمّی استفاده شده است یا خیر؟ روش: پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با مطالعه در آیات قرآن و تفاسیر معتبر، به بررسی و تحلیل انواع براهین خداشناسی در قرآن پرداخته است. یافتهها: بخش عمده براهین خداشناسیِ قرآن از نوع انّی هستند که در آنها از معلول به علت، سیر شده است، اما با توجه به تعریف برهان لمّی و به دلیل فقدان علت برای خدا، در قرآن از یراهین لمّی استفاده نشده است. با این حال، قرآن در تبیین و اثبات صفات ثبوتی و سلبی خدا از نوعی استدلال غیر انّی بهره برده که در این پژوهش «براهین شبهلمّی» نامیده شدهاند. نتیجه بر خلاف تصور برخی محققان، همۀ براهین خداشناسی قران انّی نیستند و از براهین غیر انّی (شبه لمی) برای خداشناسی هم استفاده شده، این براهین غالباً بر پایه تلازمها و لوازم ذاتی سامان یافتهاند.
نقش صاحبان قدرت اجتماعی در بحران جاهلیت در اندیشه ملاصدرا (خوانشی کیفی از رساله سه اصل و کسر اصنام الجاهلیه)
https://doi.org/10.30465/cw.2026.51591.2100
محمد جواد ذریه؛ زهرا آبیار؛ شهلا آبیار
چکیده حکمت متعالیه با هدف اصلاح و تکمیل عقل عملی، تنها در بستر اجتماعی محقق میشود. ملاصدرا بهعنوان فیلسوفی اجتماعی، پرداختن به وضعیت تاریخی و اجتماعی زمانه را وظیفه فیلسوف دانسته و در دو رساله «کسر اصنام الجاهلیه» و «رساله سه اصل» به این امر پرداخته است. مسئله اصلی پژوهش: شکلگیری گروههای قدرت غیرحکومتی است که با ایجاد «جهل مقدس» در جامعه، بحرانی بزرگ آفریده و میتوانند محرک تحولات سیاسی-اجتماعی در جامعه باشند. روش: این پژوهش با روش تحلیل مضمون به واکاوی ویژگیهای این گروهها پرداخته است. یافتهها؛ نشان میدهد که مثلث «تزویر» (خواص غیرحکومتی) در کنار دو ضلع «زر» (نخبگان اقتصادی) و «زور» (خواص حکومتی)، با ایجاد چرخش نخبگانی و جایگزینی این گروه نورسته به جای مرجعیت واقعی (عارفان راستین)، موجب ناتوازنی اجتماعی، رابطه صید و صیادی و بهرهکشی نسبت به طبقات فرودست شده است. نتایج: ضلع تزویر با ابزارهایی مانند توحید نمایشی، صوفیگری ظاهری، عوامفریبی، تخریب و فقدان معرفت نفس، تحولات سیاسی-اجتماعی ناشی از دگرگونی ارزشها را سبب میشود. بنابراین رسالت فیلسوف اجتماعی، شکستن بتهای جاهلیت، شناساندن این گروههای قدرت به مردم و آگاهسازی جامعه نسبت به گردش نخبگان است تا از بروز مصائبی سترگ که حتی میتواند تا به شهادت رساندن امام حسین(ع) اثرگذار باشد، جلوگیری کرد.
