«بررسی نسبت و چالشهای بین فلسفه تطبیقی و فلسفه میانفرهنگی در ایران معاصر»
صفحه 1-32
https://doi.org/10.30465/cw.2026.53438.2141
محمد حسن یعقوبیان قمشه
چکیده از جریانهای مهم فلسفی ایران معاصر، فلسفه تطبیقی و فلسفه میانفرهنگی هستند که در عین نقاط اتصال، چالشهایی داشته و بعضا نگرش میانفرهنگی مدّعی جایگزینی برای تطبیقی است. مسئله: این پژوهش نسبتسنجی این دو گرایش و ارزیابی چالشهای آنهاست. روش: این پژوهش ضمن مقایسه و ایجاد گفتگو میان طرفین، به توصیف اجمالی در پردازش اولیه و ارائه دیدگاههای مطروحه در نسبت بین آنها از جمله شمول، تقابل و ترابط پرداخته تا در پردازش ثانویه و تحلیل، به ارزیابی نهایی دستیابد.یافتهها: حاکی از آن است که نایکسانانگاری دو جریان در دیدگاه تقابل، شامل اشکالاتی نظیر خاستگاه غربی، ابهام ماهیتی و روشی و خودمرکزگرائی از سوی نگرش میانفرهنگی به فلسفه تطبیقی و در جانب معکوس، اشکالاتی نظیر اروپامحوری ذیل سنت آلمانی، فلسفه نبودن و نسبیگرائی را متوجه فلسفه میانفرهنگی نموده است. اما این دیدگاه، نقاط اتصال دو جریان را نادیده گرفته و اشکالات مطرحشده نیز بعضا دارای تکافوء ادله و یا تیغ دو لبه هستند. نتیجه: دیدگاههای شمول و ترابط در تبیین پیدایش، تداوم و تعامل دو جریان، رهگشایی بیشتری دارند. نسبتسنجی دو جریان با وضع فرهنگی ایران معاصر میکوشد تا ضمن خودآگاهی و جایابی آنها در راستای جغرافیای چهارراهی و بینانیت فرهنگی ایران، مسیر توجه به وحدت در عین کثرت را به عنوان سیاست فرهنگی مناسب نشان دهد.
























