675648c2785e9a3
حکمت معاصر
دوره و شماره: دوره 17، شماره 1، شهریور 1405 
علمی-پژوهشی فلسفه

«بررسی نسبت و چالشهای بین فلسفه تطبیقی و فلسفه میان‌فرهنگی در ایران معاصر»

صفحه 1-32

https://doi.org/10.30465/cw.2026.53438.2141

محمد حسن یعقوبیان قمشه

چکیده از جریانهای مهم فلسفی ایران معاصر، فلسفه تطبیقی و فلسفه میان‌فرهنگی هستند که در عین نقاط اتصال، چالشهایی داشته و بعضا نگرش میان‌فرهنگی مدّعی جایگزینی برای تطبیقی است. مسئله: این پژوهش نسبت‌سنجی این دو گرایش و ارزیابی چالشهای آنهاست. روش: این پژوهش ضمن مقایسه و ایجاد گفتگو میان طرفین، به توصیف اجمالی در پردازش اولیه و ارائه دیدگاههای مطروحه در نسبت بین آنها از جمله شمول، تقابل و ترابط پرداخته تا در پردازش ثانویه و تحلیل، به ارزیابی نهایی دست‌یابد.یافته‌ها: حاکی از آن است که نایکسان‌انگاری دو جریان در دیدگاه تقابل، شامل اشکالاتی نظیر خاستگاه غربی، ابهام ماهیتی و روشی و خودمرکزگرائی از سوی نگرش میان‌فرهنگی به فلسفه تطبیقی و در جانب معکوس، اشکالاتی نظیر اروپامحوری ذیل سنت آلمانی، فلسفه نبودن و نسبی‌گرائی را متوجه فلسفه میان‌فرهنگی نموده است. اما این دیدگاه، نقاط اتصال دو جریان را نادیده گرفته و اشکالات مطرح‌شده نیز بعضا دارای تکافوء ادله و یا تیغ دو لبه هستند. نتیجه: دیدگاههای شمول و ترابط در تبیین پیدایش، تداوم و تعامل دو جریان، رهگشایی بیشتری دارند. نسبت‌سنجی دو جریان با وضع فرهنگی ایران معاصر می‌کوشد تا ضمن خودآگاهی و جایابی آنها در راستای جغرافیای چهارراهی و بینانیت فرهنگی ایران، مسیر توجه به وحدت در عین کثرت را به عنوان سیاست فرهنگی مناسب نشان دهد.

علمی-پژوهشی فلسفه

واحد فراوجود و یگانه موجود: بررسی تعالی بنیاد در فلسفه نوافلاطونی و حکمت متعالیه

صفحه 33-67

https://doi.org/10.30465/cw.2026.52930.2129

زهرا امینی، مصطفی زالی

چکیده فلوطین، با نقد انگاره ارسطویی از بنیاد، به فقدان تعالی و بساطت در عقل و ضرورت فراروی بنیاد از عقل و وجود حکم کرده و به تبیینی از تعالی موکد بنیاد به‌مثابه امر فراوجود دست یافت و ملاصدرا، با تبیین خاصی که از علیت ارائه داد، تعالی بنیاد را با حکم به انحصار وجود در ذات یگانه موجود تبیین نمود. جستار پیش رو مسئله: نسبت بنیاد و جهان در دو نظام فلسفه صدرایی و فلوطینی را ذیل روش: مفهومی-استدلالی پی‌میگیرد. مطابق یافته‌های این پژوهش: علی‌رغم دریافت اولیه مبنی بر تشابه دو تلقی از تعالی بنیاد، هریک از این دو دریافت به نتایجی کاملا متفاوت پیرامون علم‌ بنیاد به جهان، وصف‌پذیری و شناخت‌پذیری ذاتی او خواهد انجامید؛ تفاوتی که از دریافت کاملا متفاوت دو فیلسوف از تعالی پرده برمی‌دارد؛ در نتیجه: نزد ملاصدرا، تعالی بنیاد به‌معنای کمال مطلق اوست درحالیکه فلوطین تعالی را متضمن تمایز مطلق بنیاد از جهان می‌انگارد. این تفاوت، خود برآمده از اختلافی بنیادین در هستی‌شناسی دو فیلسوف است، که نزد یکی، وجود امری بناشده بر مرتبه‌ای بسیط‌تر از خویش است، درحالیکه نزد دیگری، وجود، خودبنیاد و منشاء کمال است و فراروی از آن به مرتبه‌ای فراتر ممکن نیست.

علمی-پژوهشی فلسفه

کیهان‌روان‌انگاری وجودی صدرایی؛ پاسخی به مسئله‌ی دشوار آگاهی

صفحه 69-104

https://doi.org/10.30465/cw.2026.51549.2098

سید علی حسینی، علی حقی، سید مرتضی حسینی شاهرودی

چکیده مسئله: نحوه‌ی پیدایش آگاهی از هویت‌های غیرآگاه (مسئله‌ی دشوار آگاهی) از مباحث مهم فلسفه‌ی ذهن است که ازنظر ما، پاسخ به آن در گرو نگرش انتقادی به رویکردهای جزءگرایانه (که فیزیکالیسم، نوخاسته‌گرایی، میکروروان‌انگاری از ثمرات آن است) و رسیدن به رویکردی کل‌گرایانه است. کیهان‌روان‌انگاری قوامی و کیهان‌روان‌انگاری وجودی دو گزینه‌ی کل‌گرایانه‌ی در فلسفه‌ی ذهن هستند که به‌ترتیب، بر مبانی تشکیکی و وحدت‌وجودی ملاصدرا تطبیق‌پذیرند و دو بستر مجزا برای ارائه‌ی پاسخ کل‌گرایانه‌ی ملاصدرا به مسئله‌ی دشوار فراهم می‌آورند.

روش: برای معرفی نظریه‌های مطلوب، رویکرد توصیفی‌ـ‌تحلیلی به کار رفته و برای مقایسه‌ی آن‌ها، از رهیافت تطبیقی استفاده شده است.

یافته‌ها: ازآنجاکه کیهان‌روان‌انگاری وجودی ایرادهای کمتری دارد و به مبنای نهایی ملاصدرا نیز نزدیک است، آن را برای حل مسئله به روش صدرایی مناسب‌تر تشخیص داده‌ایم؛ مبنایی که طبق آن، باور به وجود واحد در نهایت کمالی که مظهِر همه‌ی مظاهر و کمالاتشان است، اقتضا دارد که مظاهر و استکمالات ظهوری‌شان، با ارجاع به چنین وجودی تبیین شود و پیدایش شعور از مظاهر ظاهراً فاقدشعور (مسئله‌ی دشوار آگاهی) نیز از مسائلی است که از این قاعده مستثنی نیست.

نتیجه: کیهان‌روان‌انگاری وجودیِ صدرایی که حاصل تلفیق و تطبیق کیهان‌روان‌انگاری وجودی و مبنای وحدت‌وجودی صدرایی است، دو خصوصیت فراگیری شعور در مظاهر و امکان استکمال این شعور فراگیر در مظاهر را که دو رکن حل‌کننده‌ی مسئله‌ی دشوارند، به وجود/شعور واحد کیهانی مستند می‌کند و می‌گوید شعور آن وجود واحد، در تمام مظاهرش علی‌السویه متجلی است و تفاوت مظاهر به ظرفیتشان در بروز آن است (فراگیری شعور)؛ و استکمال شعور آن مظاهر نیز عبارت است از گسترش ظرفیت ظهوری‌شان برای تجلی آن شعور حقیقی (تبیین تکامل شعورها).