675648c2785e9a3

نسبت علم الهی با معلوم از دو منظر عرفانی و صدرایی

نوع مقاله : علمی-پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه عرفان، مؤسسه حکمت و فلسفه ایران

چکیده

هدف: حکیمان و عارفان مسلمان در معنا و منشأ تبعیّت علم از معلوم با یکدیگر اختلاف نظر دارند. هدف این پژوهش، کشف رویکرد عرفان اسلامی و حکمت متعالیه در خصوص این موضوع است. روش: پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل و مقایسه، به بررسی تحلیلی و تطبیقی نگرش عرفانی و صدرایی در این موضوع پرداخته است. همچنین، این تحقیق مبتنی بر داده‌های کتابخانه‏ای انجام گرفته است. یافته‌ها: در معناشناسی نسبت علم با معلوم در نگرش عرفانی، سه بیان متفاوت در سخنان عرفا قابل مشاهده است؛ معنای اول، ناظر به عدم مجعولیّت معلوم توسط علم است؛ معنای دوم تبعیّت، مطابقت علم با معلوم است؛ معنای سوم از تبعیّت به تبعیّت اضافه از طرف اضافه برمی‌گردد. از سوی دیگر، در نگرش صدرایی، تبعیّت علم از معلوم به تبعیّت در معنای سوم عرفانی تبیین شده است؛ همچنین ملاصدرا بر اساس رهیافت اصالت وجود، به عدم مجعولیّت معلوم و عدم دخالت علم در معلوم گرایش دارد. نتیجه: تبیین‌ عرفانی و صدرایی در این نکته با یکدیگر مشترک هستند که عین ثابت در هر دو اندیشه، حقیقتی متعیّن بالذات و غیرمجعول است؛ از این رو، علم الهی در هیچکدام از دو نگرش، مؤثر و فاعل در عین ثابتِ موجود در صقع ربوبی نیست.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Relation between Divine Knowledge and the Known from Mystical and Sadraean Perspectives

نویسنده [English]

  • Sayyed Ahmad Ghaffari Gharabagh
Assistant professor, Department of Mysticism, Iranian Research Institute of Philosophy
چکیده [English]

Introduction
The question of the role of knowledge in the realization of the known is crucial to philosophical and mystical theological studies. Mystics and Sadraean philosophers have adopted different views of the efficacy or inefficacy of knowledge in the known as well as their account of how knowledge affects the known. The goal of this research is to uncover the view of Islamic mysticism and Transcendent Wisdom concerning the issue.
 
Method
This research draws on the method of analysis and comparison to provide an analytic comparative consideration of the mystical and Sadraean view of the issue. Moreover, it was carried out based on library data.
 
Results
When it comes to the semantics of the relation between knowledge and the known in the mystical approach, we might discern three different positions in the words of mystics. First, the known is not made by knowledge in the sense that God’s knowledge does not play a role in how Immutable Entities (al-a‘yān al-thābita) are. Indeed, God knows such entities as they are, without making or changing them. By an analogy of our knowledge of the impossible, Ibn ‘Arabī explicates the notion of knowledge being subordinated to the known, in that it is not our knowledge that makes it impossible, nor can it stop it from being impossible. The second notion of subordination is the correspondence between knowledge and the known. That is, what is original is the known entity as it is present an Immutable Entity, and it is knowledge that corresponds to it, although the ontological subordination of the known with respect to knowledge is a well-acknowledged fact in Islamic mysticism. This remark by Fanārī is in obvious conflict with the first view concerning the semantics of the subordination of knowledge with respect to the known according to which the former is posterior to the latter. Such differences in the semantics of subordination indicate that there is no consensus over the notion of knowledge being subordinated to the known, as it shows that the dispute is not merely verbal. The third notion of subordination refers to that of the relation to its relatum. Moreover, on the Sadraean view, knowledge’s subordination to the known is accounted for in the third mystical sense. To illustrate, we should note that by the known here we mean the essentially known, which consists in the Immutable Entity or the epistemic form. Accordingly, for knowledge to be knowledge it needs to belong to a known entity, where belonging is a relation that needs, and is posterior to, its relatum, although the posterity is hierarchical rather than temporal, and thus it does not lead to the occurrence of events in God’s essence. Furthermore, when he deals with the problem of knowledge’s subordination to the known, Mullā Ṣadrā often distinguishes active and passive knowledge, tethering the response to the question of knowledge’s subordination of the known to the varieties of the distinction. That is, since knowledge is the origin of the instantiation of the external known entity, it cannot be posterior to the known, but in passive knowledge as such, the knowledge in question is necessarily posterior to the external known entity. What is more, Ṣadr al-Muta’allihīn provides a significant research concerning the differences between the views of Muslim mystics and Mu‘tazilī theologians, in which he notes the differences between the two views, referring to epistemic and objective (concrete) obtainment (or immutability) as two varieties of obtainment. He accounts for the view of Muslim mystics that Immutable Entities obtain prior to their concrete or objective existence in terms of epistemic obtainment. In this connection, he also points to the mode of existence of Immutable Entities. According to Mullā Ṣadrā, since such entities exist by God’s existence, they are not created by God, which is unlike the existential condition of existential objective entities that are made and created by God.
 
Conclusion
In Mullā Ṣadrā’s view, knowledge’s subordination of the known corresponds to the third mystical sense. Moreover, relying on his principle of the primacy of existence, Mullā Ṣadrā tends to believe that the known is not made by knowledge, with knowledge not contributing to the known. Sadraean and mystical accounts agree over the idea that Immutable Entities are essentially determined, non-made realities, which is why the divine knowledge does not affect such entities in God’s essence.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Divine knowledge
  • the known
  • knowledge’s subordination of the known
  • Ṣadr al-Muta’allihīn (Mullā Ṣadrā)
  • Islamic Mysticism
  • Immutable Entities (al-a‘yān al-thābita)
الهی‌منش، رضا و جندقی، احسان، (1399)، پیشگامی ابوالفتوح رازی بر ابن‌عربی در تصویر اختیار آدمی، دوفصلنامه پژوهشنامه عرفان، س 12، ش 23.
آملی، سید حیدر، (1367) المقدّمات من کتاب نصّ النصوص فی شرح فصوص الحکم، چاپ دوم، تهران، انتشارات توس.
_____________، (1368) جامع الاسرار و منبع الانوار، چاپ اول، تهران، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی.
ابن­عربی، محی­الدین، (1370) فصوص­الحِکَم، چاپ دوم، تهران، انتشارات الزهراء.
_____________، (بی­تا) الفتوحات المکیه (4ج)، بیروت، دار صادر.
اهل سرمدی، نفیسه، (1396)، بازخوانی مبانی ابن عربی در آموزه‌ی امر بین الأمرین، دوفصل‌نامه‌ی علمی انسان پژوهی دینی، س 14، ش 37.
باغنوی شیرازی، شمس‌الدین حبیب‌اللّه، (1381) تعلیقات باغنوی بر الهیات محاکمات، (در: الهیات المحاکمات مع تعلیقات الباغنوی)، مقدمه و تصحیح از مجید هادى زاده‏، چاپ اوّل، تهران، نشر میراث مکتوب.
جرجانی، میر سید شریف، (1325) شرح المواقف، به تصحیح بدرالدین نعسانی، چاپ اول، قم (افست)، الشریف الرضی.
حلی، حسن بن یوسف، (1426) تسلیک النفس إلی حظیرة القدس، به تحقیق فاطمه رمضانی، چاپ اول، قم، مؤسسه امام صادق علیه­السلام.
_____________، (1413) کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، چاپ چهارم، قم، مؤسسه النشر الاسلامی.
ذبیحی، محمد، (1387)، دیدگاه ابن سینا و صدرالمتالهین درباره علم الهی، در: مجله­ی پژوهشهای علوم انسانی، شماره 2.
سبحانی، جعفر، (1418)، لب الأثر فی الجبر و القدر-الأمر بین الأمرین، تقریرات درس امام خمینی ره، چاپ اول، قم، مؤسسه امام صادق.
سپاهی، مجتبی، (1394) قضا و قدر و ارتباط آن با اعیان ثابته از منظر ابن عربی، فصل‌نامه‌ی علمی اندیشه‌ی نوین دینی، س 11، ش 41.
سلیمانی، امیرحسین، (1396) نگاهی انتقادی به نظریه اعیان ثابته از دیدگاه علامه طباطبایی رحمه الله علیه، فصلنامه بلاغ مبین، س 6، ش 52-51.
سهروردی (شیخ اشراق)، شهاب‌الدین‌ یحیی، (1375) مجموعه مصنفات، مجلّد اول، کتاب المشارع و المطارحات، مصحّح: نجفقلی حبیبی و سید حسین نصر، محقق: هانری کوربن، تهران، نشر موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
صدرالمتألهین، محمد بن محمد شیرازی، (1981)، الحکمة المتعالیة فی الاسفار الاربعة العقلیه، الطبعة الثالثة، بیروت، دار إحیاء التراث.
_____________، (1360)، الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه، تصحیح و تعلیق سید جلال‌الدین آشتیانی، مشهد، المرکز الجامعی للنّشر.
_____________، (1363)، مفاتیح الغیب، مقدمه و تصحیح از محمد خواجوی، چاپ اول، تهران، مؤسّسة تحقیقات فرهنگی.
طوسی، خواجه نصیرالدین، (1375)، شرح الإشارات و التنبیهات، چاپ اول، قم، نشر البلاغه.
____________________، (1413)، تجرید الاعتقاد، در: کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، چاپ چهارم، قم، مؤسسه النشر الاسلامی.
فنّاری، محمد بن حمزه، (2010)، مصباح الأنس، تصحیح و تحقیق از عاصم الکیالی، بیروت، دارالکتب العلمیه.
قونوی، صدرالدین ابوالمعالی محمد بن اسحاق، (1371)، الفکوک فی شرح الفصوص، ترجمة محمد خواجوی، چاپ اول، تهران، انتشارات مولی.
______________، (1374)، مفتاح­الغیب، تصحیح محمد خواجوی، چاپ اول، تهران، انتشارات مولی.
____________، (1415)، المراسلات، تحقیق گودرون شوبرت، چاپ اول، بیروت، انتشارات دار النشر.
_____________، (1362) رسالة النصوص، با تصحیح سید جلال­الدین آشتیانی، چاپ اول، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.
قیصری رومی، محمد داوود، (1375)، شرح فصوص الحکم، به کوشش استاد جلال­الدین آشتیانی، چاپ اول، تهران، انتشارات علمی فرهنگی.
لاهیجی ، عبدالرزاق بن علی فیاض، (بی­تا)، شوارق الإلهام فی شرح تجرید الکلام، اصفهان، انتشارات مهدوی.
محمدی شیخی، قباد، اردوان، ارژنگ، (1393)، علم پیشین خداوند و نقش آن در خلق اعمال و سرنوشت بندگان در حکمت متعالیه، اندیشه نوین دینی، س 10، ش 37.
یزدان‌پناه، سید اسدالله، (1392)، مبانی و اصول عرفان نظری، چاپ چهارم، قم، انتشارات مؤسسه امام خمینی ره.