مراتب وجودی بدن انسان و نحوه شکلگیری آن از نظر ملاصدرا
دوره 16، شماره 2، اسفند 1404، صفحه 289-323
https://doi.org/10.30465/cw.2026.53011.2132
مرتضی حسین زاده، سحر کاوندی
چکیده مسأله: یکی از چالشهای اساسی در انسانشناسی و معادشناسی فلسفی، تبیین نسبت نفس و بدن و چگونگی تحقق معاد جسمانی بهگونهای عقلانی و منسجم است. در این میان، تفسیر ملاصدرا از مراتب وجودی بدن و نسبت آن با نفس، پرسشهای مهمی درباره هویت شخصی انسان و عینیت بدن دنیوی و اخروی مطرح میکند که نیازمند بازخوانی و تحلیل دقیق است.
روش: این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر متون اصیل ملاصدرا، بهویژه آثار بنیادین حکمت متعالیه، مراتب وجودی بدن انسان و مبانی نظری شکلگیری آن را بررسی میکند و مفاهیم را در چارچوب اصول فلسفی صدرایی تحلیل مینماید.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد ملاصدرا با طرح نظریه چهارگانه بدن (عنصری، بخاری، مثالی و اخروی) و بر اساس مبانیای چون اصالت وجود، وحدت تشکیکی وجود و حرکت جوهری، تبیینی تدریجی و وجودشناختی از بدن انسان ارائه میدهد. در این چارچوب، بدن عنصری بدن مادی نشأتگرفته از نطفه است؛ بدن بخاری مسئول تداوم حیات طبیعی و قوای حیاتی است؛ بدن مثالی حاصل اعمال و ملکات نفسانی و واسطه میان نفس و بدن طبیعی به شمار میرود؛ و بدن اخروی همان بدن مثالی در مرتبهای شدیدتر از وجود و متناسب با عالم آخرت است. نسبت نفس و بدن ابتدا مبتنی بر اتحاد وجودی بوده و در مرتبه اخروی به معیت وجودی ارتقا مییابد.
نتیجه: نتیجه پژوهش حاکی از آن است که نظریه مراتب وجودی بدن در حکمت متعالیه، با تبیین عینیت بدن دنیوی و اخروی و نقش ملکات و اعمال در شکلگیری بدن اخروی، مدلی منسجم برای جمع میان معاد جسمانی و روحانی ارائه میدهد و میتواند پاسخی عقلانی به چالشهای معاصر در باب هویت شخصی پس از مرگ و سرنوشت اخروی انسان فراهم آورد.
جایگاه هستیشناختی و نفسشناختی خیال در حکمت متعالیه
دوره 8، شماره 3، آذر 1396، صفحه 111-129
https://doi.org/10.30465/cw.2018.2977
اعظم مردیها، سیدمرتضی حسینی شاهرودی
چکیده چکیده
خیال و ادراک خیالی دارای جایگاهی ویژه در حکمت متعالیه است. این مسأله در حکمت سینوی و اشراقی نیز مطرح بوده، لیکن ملاصدرا دیدگاهی نو و ویژه نسبت به آن دارد. وی بر اساس مبانی خود، یعنی اصالت وجود و مساوقت آن با اوصافش از جمله علم، طرح نظریاتی بدیع در مورد ماهیت معرفت، ماهیت قوای ادراکی و ارتباط آنها با نفس، استکمال جوهری نفس، تناظر مراتب هستی با مراتب وجود انسان و پذیرش عالم مثال سهروردی، به عنوان عالمی واسطه که قرابت وجودی با هردو عالم ماده و عقل دارد، تفسیری نو از قوه خیال و صور خیالی ارائه میکند. ملاصدرا بر اساس این دیدگاه نو امور متعددی را که همگی مرتبط با نفس انسان هستند تفسیر میکند. مهمترین این امور معاد جسمانی و ثواب و عقاب اخروی است.
رابطة نفس و بدن در دیدگاه حکیم مؤسس آقاعلی مدرس
دوره 5، شماره 4، بهمن 1393، صفحه 1-23
محمدرضا ارشادینیا
چکیده معاد جسمانی در تاریخ اندیشة دینی، کلامی، و فلسفی، مسئله بوده و هست. حکمت متعالیه در بیان کیفیت مسئله و حل آن به پردازش مبانی و مبادی متفاوت آن اقدام کرده است. ازجمله مهمترین این مبادی، معرفت نفس و شناخت اصول آن است. حکمای متعالی با نگرش «جسمانیت الحدوث روحانیت البقا» به نفس، پرداختن به سایر مبادی را هموار کردهاند. اما گزینش این مبنا خود مشکلساز شده؛ زیرا سبب شده است رابطة بدن مادی و نفس مجرد در معاد جسمانی مخاطرهآمیز بهنظر آید. حکیم مؤسس سعی کرده در نظریة خود بر اساس «بدن پویا به سوی نفس ایستا» حرکت و بر مبانی استوار حکمت متعالیه در معرفت نفس و مبانی هستیشناختی تکیه کند. اما نتایجی که از این مبادی و مبانی میگیرد مغایر با آن چیزی است که رهاورد منطقی آن محسوب میشود؛ این نتایج، در نگاه تحلیلی، چرخشی است به سوی نتایج کلامی و نمیتوان آن را پایدار بر مبانی صدرایی تلقی کرد. تحلیلهای حکیم مؤسس میتواند چالشهای اساسی را نمایان سازد و مشکلات راه را برای بهدستآوردن تصوری دقیقتر از این باور بنیادی دینی بر ما هموارتر کند تا بنای اندیشه و اعتقاد، بر پایة سست ظاهرگرایی نهاده نشود
خیال و مثال در اندیشۀ ابن عربی و ملاصدرا
دوره 5، شماره 1، خرداد 1393، صفحه 133-160
سمنبر میرزایی، هادی وکیلی
چکیده ازجمله مسائل مطرحشده در فلسفه و عرفان اسلامی، مقولة خیال و مثال و برزخ است که در تبیین بسیاری از اعتقادات اسلامی ازجمله اصل معاد و حیات پس از مرگ، و اثبات تجرد روح و غیره نقش اساسی دارد. ابن عربی، ملاصدرا، ابن سینا، فارابی، و شیخ اشراق ازجمله اندیشمندانی هستند که به این مباحث پرداختهاند. در اندیشة ابن عربی، خیال، محل جمع اضداد است و امری است که نه موجود است نه معدوم، نه معلوم است نه مجهول؛ او خیال را مضیّقترین و موسعترین معلومات میداند و معتقد است که انسان با دیدة خیال میتواند صورتهای خیالی و محسوس را با هم ادراک کند. وی نظریاتش دربارة عما را نیز، با نظریة خیال پیوند مىدهد و معتقد است که اگر نیروی خیال نبود عما، پدیدار نمىشد. از نظر وی خیال از بردگان نفس ناطقه است و برده در برابر سرور به سبب ملکیت، دارای گونهای فرمانروایى است، فرمانروایى خیال در این است که نفْس را به هر صورتى که خواهد، شکل مىدهد. از دیدگاه صدرالمتألهین قدرت قوة خیال گاهى فطرى و گاهى کسبى است و ازجمله عوامل کسبى در رؤیت بىواسطة صور نورانى، کمخوردن و کمآشامیدن، کمخوابى، رهاکردن، تنآسایى، و رهاشدن از بند نرمى و لطافت است. صدرا براى نفس، قدرت و قوتى قائل است که به واسطة آن، نفس با نیروى خیال، قادر به انشا و ایجاد صورى است که در هیچیک از عالم عقول، اعیان و حتى عالم مثال وجود ندارند
نقد و بررسی معادشناسی سهروردی در پرتو حکمت متعالیه
دوره 2، شماره 1، شهریور 1390، صفحه 121-137
منیره سیدمظهری
چکیده شیخ شهابالدین سهروردی در تبیین خود از مسئلۀ معاد به این باور میرسد که نفوس سعادتمندان و کمالیافتگان بعد از مرگ منجذب عالم انوار قدسیشده و از اشتغالات برزخی برکنار میماند. اما متوسطان اهل سعادت بعد از مرگ با حفظ درجات در عالم صور معلقه یا اشباح مجرده مستقر میشوند و متذکر میشود که بعث اجساد و اشباح ربانی و کلیۀ وعدههای پیامبران بدینگونه تحقق مییابد. اما در مورد نفوس اهل شقاوت اظهاراتی دارد که مظنون به تمایل به تناسخ است. صدرالمتألهین شیرازی از رویکرد سهروردی به مسئلۀ معاد، خصوصاً آنجا که صورتهای غیرجسمانی را، که باعث نقوشی در خیال هستند، منشأ آثار ملائم و غیرملائم شمرده است، انتقاده کرده و تبیین وی را متضمن مخالفت با ظواهر متون دینی دانسته است
نقد تفکیکیانگاری ملاصدرا
دوره 1، شماره 2، اسفند 1389، صفحه 59-77
جنان ایزدی، احد فرامرز قراملکی
چکیده بر اساس یکی از دیدگاههای طرح شده، روششناسی ملاصدرا در حکمت متعالیه تفکیکی است. مدعای این نظرگاه این است که ملاصدرا در سیر تحول روشی خود از رویکرد فلسفی ـ عرفانی و تأویلیِ نخستین خویش به رهیافتی وحیانی دست مییابد. مستند تفکیکانگاری مطالعهای موردپژوهانه بر رویکرد ملاصدرا در مسئلۀ معاد جسمانی است. اگرچه نگاه تحولی به حکمت متعالیه و سنجش عینی تفکر صدرایی از مزایای این طرح پژوهشی است، ضعفهایی چون نگاه حصرگرایانه به تحول، ایهام ملازمت تلفیق و تأویل، عدم کفایت ادله، و خلط ایستار فلسفی و ایستار وحیانی این نظریه را با چالش جدی مواجه میسازد.
