675648c2785e9a3

حکم‌ناپذیری مرتبة ذات الهی و دستگاه منطقی ـ معرفت‌شناختی ارسطویی

نوع مقاله : علمی-پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تخصصی فلسفه، گرایش حکمت متعالیه، دانشگاه فردوسی مشهد، واحد بین‌الملل

2 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

مرتبة ذات الهی پیچیده‌ترین اعتبارات عرفانی است؛ مرتبة اطلاق مقسمی که حتی حمل واژه‌های مقام، مرتبه، اعتبار عرفانی، و اطلاق بر آن محل تردید است. دربارة وجود لابشرط مقسمی دو اختلاف وجود دارد؛ یکی اختلاف میان فلاسفه و عرفا و دیگر اختلاف میان خود عرفا. اختلاف میان فلاسفه و عرفا در این است که این مرتبه صرفاً از معقولات ثانیة فلسفی است و مابه‌ازای خارجی ندارد، چنان‌که فلاسفه معتقدند یا حقیقه الحقایق است، آن‌چنان که عرفا باور دارند. اختلاف میان عرفا نیز در تبیین «لا اسم و لا رسم له» و شرایط و لوازم حمل و سخن‌گفتن در این مقام است. برخی معتقدند هر حملی حتی حمل اطلاق، وجود، وحدت، وجوب، و بساطت بر این مقام نادرست است، چنان‌که سلب آن نیز نادرست است و دربارة این مقام فقط سکوت سزاوار است. این گروه در این مقام سخنان به‌ظاهر تناقض‌آمیزی مطرح می‌کنند. برخی نیز معتقدند تعبیر «لا اسم و لا رسم له» به این معنا نیست که امکان اشاره به آن مقام با لفظی از الفاظ و اسمی از اسما انکار شده باشد بلکه فقط اگر حملی منجر به تعین در مقام ذات شود، نادرست خواهد بود. در این مقاله ضمن تحلیل آرای مختلف، به این نتیجه خواهیم رسید که حتی حمل برخی محمول‌ها همچون اطلاق مقسمی، وجوب، و وجود نیز منجر به تعین در مقام ذات می‌شود و با « لا اسم و لا رسم له»، به علت مشروط‌بودن انتزاع از حاق ذات به احاطة علمی و نیز مساوی‌بودن معقول ثانی با معلوم‌بودن و متعین و محدودبودن به حدود فهم، قابل جمع نخواهد بود. فرضیة پیشنهادی نویسندگان این است که دستگاه منطقی ـ معرفت‌شناختی ارسطویی توان تبیین و توجیه حکم‌ناپذیری مقام ذات را ندارد، لکن این به معنای توجیه‌ناپذیری مطلق آن نیست و نمی‌توان از آن خردستیزی یافته‌های عارفان را نتیجه گرفت. همچنین عرفان هیچ الزامی برای کوتاه‌آمدن در برابر دستگاه منطقی ـ معرفت‌شناختی ارسطویی ندارد و می‌تواند در تبیین و توجیه عقلانی ـ منطقی نظریات خود، فارغ از این پارادایم، دستگاه‌های منطقی ـ معرفت‌شناختی دیگر را نیز محک بزند

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Non-Attributability of Divine Essence Status and Aristotelian Logico-Epistemologicus System

نویسندگان [English]

  • Seyed Majid Zahiri 1
  • Jahangir Masoudi 2
چکیده [English]

Divine essence is most complex gnostical considerations, an absolutely unconditioned status, which it is doubtful to ascribe event words like status, position, gnostical consideration, and also the very notion of applicability. There are two kinds of disagreements concerning absolutely unconditioned being, between philosophers and Gnostics on the one hand and among Gnostics themselves on the other hand. Philosophers think that this status is just secondary philosophical intelligible so has no external extension, but gnostics believe that the level is truth of all truths. The disagreement among gnostics is about the interpretation of this famous statement: ‘He has neither a designation nor a depiction’. Some believe that any attribution or ascription is wrong; we should just be silent about this level of being. On the contrary some argue that the statement doesn’t mean the impossibility of indication by names provided He don’t determined by the attributions.
The writes’ suggestion is that the Aristotelian logico-epistemologicus system is unable to explain the non-attributability of divine essence. So since we have no commitment to preserve this system in any circumstances, if we want to justify our Gnostical opinions rationally we should try other logico-epistemologicus frameworks

کلیدواژه‌ها [English]

  • Essence
  • absolutely unconditioned being
  • application
  • Aristotelian logico-epistemologicus system